عذای سلف

ما توی سلف دانشگاهمون، سه نوع غذا داریم:

عذای 2 یورویی

غذای 2.50 یورویی گوشت‌دار

غذای 2.50 یورویی بدون گوشت (مخصوص سبزی‌خوارها)


مشکل غذای سلف اینه که زود حضم میشه و تا حداکثر 4 ساعت می‌تونه سر پا نگهتون داره! واقعا اعصاب خورد کنه. آدم ساعت 12 غذاشو می‌خوره و میره توی کتابخونه. یه ساعت بعدش (ساعت 1) خوابش می‌گیره. بعد از اینکه یه ساعت هم خوابید (ساعت 2 بیدار میشه)، دو ساعت وقت براش باقی می‌مونه که درس بخونه. چون سر چهار ساعت، گشنش میشه!!


نتیجه‌گیری:

آشپزی یاد بگیرید!

(من تا الان ماکارونی و برنج و مرغ را یاد گرفتم که بپزم! می‌خوام کیک پختن هم یاد بگیرم تا با خودم ببرم توی کتابخونه و بخورم:) کد بانویی دارم می‌شم برای خودم!)

تعریف و تمجید از یک سایت

چقدر سایت راهنمای تحصیل در فرانسه باحاله!


شاید من هم این وبلاگ را به یه سایت تبدیل کردم!

کنترل کامپیوتر از راه دور

مشکل من:

 

از اونجایی که برادرهام از خونه رفته اند، دیگه توی خونه کسی نیست که بتونه مشکلات کامپیوتری مامانم را حل کنه. برای همین هم مادرم مجبورند که هفته‌ای یک بار به پسرخالم زنگ بزنند و کمک بخوان. (که در دراز مدت اصلا صورت خوشی نداره...)

 

راه‌حل:

اما با وجود این نرم افزار، می‌شه کامپیوتر را از طریق اینترنت کنترل کرد! دیگه لازم نیست که یکی وقت بذاره و بلند شه بره خونمون تا کامپیوتر را درست کنه.

جنسیت واژه‌های آلمانی

یادمه وقتی توی سطح A1 زبان آلمانی بودم (=پایین ترین سطح زبان آلمانی) از استادم پرسیدم که چجوری ممکنه که توی سرتاسر آلمان، همه می دونند که واژه‌ی اتوبوس (Bus)، مذکر هستش. چرا توی دهات آلمان یه عده نمی‌گن die Bus ؟ چه جوریه که همشون می گن der Bus ؟


استادم جواب داد:

"چون Bus وجود نداره. بلکه der Bus وجود داره!"


حرفی که اون روز استادم زد، توی کتم نرفت. پیش خودم می‌گفتم لابد چند صد سال پیش یه رییس قبیله‌ای وجود داشته و شرط کرده Bus مذکر باشه! همه هم گفتن باشه! قبول!


اما کم کم با گذشت دو سال از شروع زبان‌آموزیم، (تازه!) دارم به این نتیجه میرسم که توی زبان آلمانی واقعا واژه‌ی Bus وجود نداره!


یه مثال دیگه:

یه بار از همسایه‌ی آلمانی‌ام پرسیدم کدوم یکی درسته؟ vor Tisch یا an Tisch؟

همسایه‌ام جواب داد:

"اصلا چنین واژه‌هایی توی آلمانی وجود نداره! یا vor dem Tisch یا an dem Tisch!"


تا این جواب رو شنیدم، پیش خودم گفتم: دِ آخه لامصب، چرا اینقدر شماها روی زبانتون تعصب دارید؟! (اما حالا پذیرفتم که این به خاطر تعصب نیست.)


یه مثال دیگه:

یه بار هم از یه همسایه‌ی دیگه‌ی آلمانیم پرسیدم، حنسیت Nebel چیه؟ بهم گفت der!! بعد از چند ثانیه یوهو گفت: "Naturlich der!" (ترجمه‌اش میشه: پ ن پ! خب معلومه که der! این چه سوالی بود که پرسیدی!)

این هم تاییدیه‌ی دیگه ای بر این که آرتیکل جزییه از اسم.


نتیجه گیری:

واژه‌های آلمانی را با der Artikel یاد بگیرید. چون der Artikel، چیزی جدا از واژه نیست...

برای من که دو سال طول کشید تا بپذیرم رعایت der Artikel، به خاطر تعصبشون نیست. امیدوارم شما زودتر باهاش کنار بیاید!


شباهت به زبان فارسی:

به نظرم می‌رسه که ما فارسی زبان‌ها هم چنین چیزی را داریم. ما هم می‌تونیم تشخیص بدیم که یه اسم پسرونه است یا دخترونه. مثلا:

"ثریا" اسم پسره یا دختر؟

"کیهان" چی؟ اسم پسره یا دختر؟


از کجا تشخیص می‌دید؟

اهمیت زبان

خواهشا بدون دونستن زبان آلمانی، نیاید آلمان. باور کنید بهتون سخت می‌گذره. حتی اگه انگلیسیتون هم عالیه، باز هم کفایت نمی‌کنه. حتی خود دانشجوهایی که زبان مادریشون انگلیسیه هم، زبان آلمانی یادمی‌گیرند! شما که دیگه جای خود دارید!

مادامی که توی ایران هستید، با خیال راحت بشینید آلمانی را یاد بگیرید. اینجا باید دنبال چیزهایی باشید که توی ایران نتونستید به دست بیارید. زبان را توی ایران هم میشه خوند. گول این حرفا را نخورید که میگن: "6ماه که توی محیط باشی یاد می‌گیری." مطمین باشید اگه الان بهتون بگن به فارسی یه نامه‌ی رسمی بنویسید برای فلان اداره، یا نمی تونید بنویسید یا باید یک ساعت فکر کنید تا بتونید یه متن شسته و رفته بنویسید! زبان خوندن تمرین می‌خواد. (پشت میز نشستن می‌خواد...)

از من گفتن بود...

تعریف من از "اختلاف فرهنگی" و "شوک فرهنگی"

در قالب دو تا مثال، برداشت خودم را از این دو تا مفهوم توضیح می‌دم:


اختلاف فرهنگی:

هندی‌ها، گاو را می‌پرستند.

ایرانی‌ها، گاو را می‌خورند!


شوک فرهنگی:

اگه یه آدم هندی بیاد ایران و موقع شام جلوش گوشت گاو بگذارند، به اصلاح می‌گن طرف دچار "شوک فرهنگی" شده!

کاملا متفرقه: پیروی

اگه تا حالا این وبلاگ را دنبال کرده باشید، حتما متوجه شدید که من از زندگیم در اینجا یاد گرفتم که آدم باید خیلی اطلاعات بگیره.

یکی از راه‌های گرفتن اطلاعات، پیروی و دنبال کردن دستاوردها و گفته‌های اشخاص کارشناس هست، اشخاصی که توی زمینه‌های مورد علاقه‌ی شما مطالعه و تحقیق می‌کند. باید این‌ها را شناخت و دنبال کرد.

از اونجایی که من دوست دارم یه روزی یک "واژه‌نامه‌ی تخصصی آلمان فارسی" برای رشته‌ی خودم بنویسم، نیاز دارم که در مورد زبان‌شناسی و واژه‌سازی، خیلی بدونم. به همین خاطر دنبال استادان این رشته می‌گردم.

خدا را شکر یک چنین استادی را پیدا کردم که از امروز وبلاگشون را حتما دنبال می‌کنم. از سنجیدگی و پختگی نوشته‌های ایشون می‌شه فهمید که چقدر با واژه‌ها آشنا هستند. لینک زیر، یکی از پست‌های وبلاگ ایشون هست.


http://ashouri.malakut.org/archives/2008/09/post_58.shtml


یک پرسش:

شما توی زندگیتون، چه کسی را دنبال می‌کنید؟ کیو می‌شناسید که شنیدن حرفاش براتون ارزش داشته باشه؟ دستاوردهای فکری چه کسی را رصد می‌کنید؟ فک می‌کنید اگه یه نفر چنین آدمی را توی زندگیش نشناسه، چه جور آدمیه؟


پی‌نوشت:

بعدا در مورد ایده‌ی واژه‎‌نامه‌ی تخصصی، یک پست خواهم نوشت.شخصا برای من سرگرمی خیلی جالبی خواهد بود...

آنتی ویروس‌

من لیست آنتی‌ویروس‌های مجانی‌ای که پیدا کردم را در زیر می‌گذارم. زحمت سرچ کردن در مورد قدرت هر کدومش، با خودتون! خدا را شکر بهترین و بی طرف‌ترین مقایسه ها را می‌شه به زبان فارسی خوند. چون:

1- چون ایرانیا آنتی ویروس نمی‌سازند و در نتیجه سودی نمی‌برند از اینکه دروغ بنویسند و برای جایی تبلیغ کنند:)

2- چون همه‌ی نرم‌افزارها براشون مجانیه، همه را امتحان کرده‌اند و دید خوبی دارند!:)


لیست آنتی ویروس‌های مجانی

من تونستم این آنتی ویروس‌های مجانی را پیدا کنم:


http://www.avast.com/en-us/index

http://www.avira.com/


مشکل Avira اینه که Firewall نداره...



 مایکروسافت هم دو تا دونه آنتی ویروس مجانی ارایه کرده: (فک کنم بهترین گزینه‌ها هم همین دوتا باشند...)


Microsoft Security Essential

که فقط روی ویندوز های 7, Vista, XP کار میده.

Windows Defender

که فقط روی ویندوز 8 کار میده.


پی‌نوشت:

ترفندی که می خوام ارایه کنم را، خودم امتحان نکردم. فقط شنیدمش. راست و دروغش پای راوی!:

اگه ویندوز 8 داشته باشید و یک آنتی‌ویروس جدید نصب کنید، خود به خود Windows Defender، دی اکتیو میشه. برای اینکه از این حالت درش بیارید، باید آنتی ویروس قبلی را پاک کنید و Windows Defender را دوباره اکتیو کنید. گویا مادامی که آنتی‌ویروس دارید، اصلا نرم افزار Windows Defender باز نمی‌شه!

توجه به معلولین

از همون بدو ورود به آلمان، متوجه می‌شوید که توجه خاصی به معلولین شده. خیلی وقت بود که می‌خواستم در این مورد یه پست بنویسم. اما خوشبحتانه امروز متوجه شدم که لیلی خانم قبلا زحمت اینکار را کشیده‌اند:)


شما را به خواندن پست شهرسازی برای معلولین دعوت می‌کنم.

آگاهی از مشکلات پیش رو

تجربه ثابت کرده که برای اغلب دانشجویانی که می‌روند خارج، یک سری مشکلات روحی پیش میاد. بنابراین بهتره قبل از اومدنتون در موردشون بخونید و بی اطلاع نباشید. من کلید واژه‌هاش را در زیر می‌نویسم، زحمت سرچ کردنه بیشترش با خودتون:


شوک فرهنگی

Homesick

غم غربت

cultural shocke

کلونی ایرانی

Heimweh


پی‌نوشت:

خدا را شکر من هنوز مشکلی پیدا نکردم...

لینک‌هایی که در بالا گذاشتم، گلچین شده نیستند. خودتون بگردید و منابع بهتری پیدا کنید. مطمینا به فارسی در موردش متن هست. اگه هم که آلمانی بلدید، مطمینم انقدر در موردش توی اینترنت اطلاعات پیدا می کنید که (مثل من) واقعا متحیر می‌شید!