نوشتن انگیزه‎‌نامه: موضوع جدید وبلاگ

یک موضوع جدید به وبلاگ اضافه کردم و اسمش را گذاشتم "نوشتن انگیزه‌نامه". انگیزه نامه، ترجمه ایست برای واژه های die Motivation و das Anschreiben. برای گرفتن پذیرش باید Motivation بنویسید. برای اینکه درخواست کار هم بدید، باید das Anschreiben بنویسید و همراه با روزمتون تحویل بدید. (راستش دقیقا نمی دونم این دوتا چه فرقی با هم دارند. وقتی فهمیدم، به اطلاع شما می‌رسونمش.)


از اونجایی که شما هم مثل من خیلی جاها مجبور می‌شید چنین چیزی را بنویسید، به نظرم رسید از این به بعد اگه چیزی در موردش یاد گرفتم، توی این موضوع بنویسم. انگیزه‌نامه‌هایی هم که تا حال نوشته ام را هم آپلود می‌کنم براتون:) (هم فایل خامش، هم فایل تصحیح شده و هم اشکالاتی را که بهم گرفته اند را توی یک PDF سه صفحه‌ای جمع‌آوری کردم. ولی الان نمی تونم منتشرشون کنم. آخه هنوز خر خودم از پل رد نشده:)

تجربه‎ی ارسال مدارک

من می بایست دو تا دونه Aufsatz می‌نوشتم و به دانشکده تحویل می‌دادم. (Aufsatz متنی است دارای 500 الی 1000 واژه که در مورد یک موضوع از پیش مشخص شده، نوشته می‌شود.) تا دیروز وقت داشتم که تحویلشون بدم.

حتما تا حالا براتون پیش اومده که عجله داشته باشید و همه‌ی دنیا برخلاف شما بخواد عمل بکنه. برای من هم دیروز این اتفاق افتاد: برای اولین بار توی عمرم، دستگاه زیراکس، یک PDF را اونجوری که باید، پرینت نکرد! اون هم دو ساعت مونده به Deadline! بگذریم. من یه سری تجربه پیدا کردم، که به نظرم رسید شاید دوست داشته باشید شما هم در جریانشون باشید:



1- شمارش واژه‌ها:

اگر گفته بودند باید متنتون 500 واژه بشه، حواستون باشه که منابع جزء اون 500 واژه یه حساب نمیان! 500 تا واژه را باید خودتون نوشته باشید! حتی دوست آلمانیم می گفت اگه نقل قول مستقیم هم از کسی کرده باشی، اون هم جزء اون 500 تا واژه‌ی اجباری نیست!


2- استفاده از سربرگ:

اگر که یک متنی دارید که دو صفحه است، بهتره که براش سربرگ درست کنید. و این سربرگ باید توی تمام صفحه‌ها تکرار بشه. من انگیزه‌نامه‌ام دو صفحه شد، اما سر برگ نداشت. اگه برگه‌ها جابه‌جا بشن، دیگه معلوم نیست که اون برگه، مال چی بوده! (این رو دقیقا وقتی داشتم مدارکم را می‌ذاشتم توی پاکت تا تحویل منشی استادم بدم، فهمیدم! تا قبلش، آدم فقط به محتوای مدارکش توجه می‌کنه.)


3- قوانین نوشتاری هر دانشکده:

گویا هر دانشکده‌ای، رسم‌الخط مخصوص خودش را داره. معمولا یه PDF می‌گذارند توی سایتشون و توش می‌نویسند که باید متن‌هاتون با چه فونت و با چه اندازه‌ای نوشته باشید، چجوری نقل‌قول و مرجع‌دهی بکنید و ... برید این قوانین را پیدا کنید و مدارکتون را بر اون اساس تنظیم کنید.

در مورد نقل قول، شاید براتون جالب باشه که بدونید: اگه از یک سایت نقل‌قول کردید، باید حتما زمان و تاریخ را ذکر کنید!! چون که محتوای وبسایت‌ها مثل کتاب ثابت نمی‌مونه. به همین خاطر باید بگید که دقیقا کی اون مطالب را توی اون سایت خوندید!


4- تعدد نرم‌افزارهای پردازشگر متن:

فقط یک برنامه برای پردازشگر متن داشته باشید.

من، هم نرم افزار Word را داشتم و هم نرم افزار Libre (یه نرم افزار مجانی هست به جای Word). پدرم در اومد. یه متن را توی Word می‌نوشتم و ذخیره می‌کردم. اما موقع باز کردن دوباره‌ی همون متن، با نرم افزار Libre باز میشد error می‌داد! دیوانم کرد! توی Word بین پاراگراف‌ها فاصله گذاشته بودم، توی Libre، فاصله‌ی بین پاراگراف‌ها حذف شده بود! اصی یه وضی! (=اصلا یه وضی بودا!)


به نظرم می‌رسه از اینجور پست‌ها زیاد خواهم نوشت. چون کلا سیستم آموزشیشون با ما فرق داره.

پس (سوتی‌ها و عبرت‌های بنده) ادامه دارد...



پی‌نوشت:

احساس می‌کنم پست‌هایی که دارم می‌نویسم، دیگه توی موضوعات تعریف شده‌ی وبلاگ نمی‌گنجند. مخطبان عزیز، پیشنهادی برای موضوعات جدید ندارید؟ به نظر خودم می‌رسه که باید یه موضوع در مورد نگارش و نوشتن متن‌های آلمانی بسازم.

سبک نوشتن‌ انگیزه‌نامه

یه دانشجوی ایرانی به من گفت: "در آلمان نوشتن انگیزه‌نامه قالب خاصی داره." من خیلی توی اینترنت در مورد اصلوب و چگونگی نوشتن انگیزه‌نامه خوندم، ولی هرگز با چنین قالبی مواجه نشدم! حتی انگیزه‌نامه‌ام را هم که به یه آلمانی دادم تصحیح کرد، نگفت که چرا "قالب" را رعایت نکردی! و همچنین چندین نفر را می‌شناسم که پذیرش گرفتند ولی انگیزه‌نامه‌هاشون اون قالب را نداشته!

خلاصه، می‌خوام بگم که این "قالب" را صرفا به عنوان یکی از راه‌های نوشتن انگیزه‌نامه در نظر بگیرید. خب حالا اصلا این قالب چیه:


قالب پیشنهادی نوشتن انگیزه‌نامه:

1- توی پاراگراف اول، باید توی یه جمله بگید که برای کدوم رشته می خواهید تقاضا بدید.

Hiermit möchte ich mich gerne um eine Stelle... bewerben.


2- بعدش باید بگید که چرا دارید برای دریافت پذیرش از این رشته اقدام می‌کنید؟

3- از تجارب تحصیلیتون بگید.

4- از تجارب کاریتون و تاثیری که توی شخصیتتون داشتند تعریف کنید.

5- در جمله‌ی پایانی، بگید که خوشحال میشم توی دانشگاه شما درس بخونم.‌


تکرار مکررات:

باز هم میگم، من - با وجود اینکه خیلی در این مورد مطالعه کردم- هیچ جایی چنین قالبی را ندیدم. این قالب را صرفا به عنوان یه قالب پیشنهادی و نه اجباری، مد نظرتون داشته باشید.

توصیه‌هایی برای نوشتن Aufsatz

گاها دانشگاه‌ها برای دادن پذیرش، ازتون می‌خوان که براشون در مورد یک موضوعی، یک متن یا به قول خودشون Aufsatz بنویسید.

دانشگاهی هم که من توش درس می خونم هم، از من همین را خواست. من یه چند تا تجربه داشتم که برای به دست آوردنشون یک ماه وقت گذاشتم. به نظرم رسید شاید شما هم دوست داشته باشید بدونیدشون:


اول از همه فلسفه‌ی نوشتن اون Aufsatz را بفهمید.

بدونید دقیقا ازتون چی می‌خوان. می خوان چی را از لابه‌لای نوشتتون متوجه بشوند؟ من با مشورتی که کردم، متوجه شدم که می خوان بدونن من می تونم درست و علمی نقل قول بکنم؟ من چقدر آشنایی با موضوع دارم؟


مثلا من باید برای اینکه نشون بدم چقدر با زمینه‌ی برق آشنایی دارم، یه متن درباره‌ی یک موضوعی در زمینه‌ی برق می‌نوشتم. می‌دونستم که حتی اگه من این مقاله را بدم به یه دانشجوی آلمانی محصل رشته‌ی برق هم بدم، زیاد فرقی نمی‌کنه. چون من درس‌های برق را توی لیسانسم پاس نکردم و به همین خاطر آخرش بهم درس‌های پیشنیاز می خوره!


یکی دیگه از فلسفه‌های خواستن این Aufsatz ، اینه که می‌خوان بفهمن شما بلدید (یا بهتر بگم می‌تونید یاد بگیرید) که چه جوری به صورت علمی نقل قول کنید؟ مثلا اگه از یک سایتی اطلاعات جمع‌آوری کردید، بلدید درست آدرس‌دهی کنید؟ (بعدا یه دونه PDF آموزشی به زبان آلمانی در این مورد پیدا می‌کنم و لینکش را می‌ذارم.)


موضوع را دقیق بفهمید:

این مورد را در قالب یه مثال توضیح میدم: من باید یه مقاله در مورد انرژی های تجدیدپذیر می نوشتم. بدون اینکه دقیق موضوع را بخونم و متوجه بشم که دقیقا از من چی می خوان، شروع کردم به خوندن در مورد انرژی‌های تجدید پذیر! (چه حماقتی!) به این قصد که دامنه‌ی واژگانم را در مورد این موضع افزایش بدم تا راحت‌تر بتونم بنویسم! از آمار اشتغال‌زایی‌ اش توی آلمان خوندم تا میزان تولید انرژی از توربین‌های بادی!

بعد از یک ماه، دوباره رفتم عنوان مقاله را خوندم. تازه اون موقع بود که فهمیدم که ای دل غافل، اصلا قرار نبوده که من اثبات کنم که انرژی های تجدید پذیر خوب هستند!! بلکه باید اثبات کنم که آلمان کماکان در کنار انرژی‌های تجدید پذیر، به نیروگاه‌های فسیلی‌اش نیاز داره! چون انرژی‌های تجدیدپذیر، خیلی وابسته به آب و هوا هستند و به همین خاطر "امنیت انرژی" را نمی‌توانند تامین کنند!

به عبارت دیگه، من بیخودی رفتم یک ماه در مورد انرژی‌های تجدیدپذیر مطالعه کردم!


به همین خاطر، برای موضوع دومی که باید در موردش یه مقاله‌ی دیگه می‌نوشتم، از اول کار شروع نکردم به جمع آوری اطلاعات. اول از همه فقط 30 دقیقه وقت گذاشتم و چندین بار عنوان مقاله را خوندم و تا تونستم تجیه و تحلیل کردم. تمام واژه هایی که توی عنوان مقاله به کار رفته بود را رفتم توی واژه نامه ی Langenscheidt دیدم. حتی واژه‌هایی را هم که معنیشون را می دونستم را هم رفتم توی واژه نامه معنیشون را دیدم! تا مطمین بشم که معنای واژه‌ها همون‌هایی هستند که من میدونم!

30 دقیقه وقت گذاشتم تا دقیق بفهمم که باید دنبال چی بگردم! (و دنبال چی نباید بگردم!)


واقعا راسته که می‌گن : "فهم مساله، نیمی از حل مساله است." (برای من که 1 ماه (معادل 500 یورو، ناقابل!) طول کشید تا متوجه منظور این جمله بشم و بهش ایمان بیارم!)


به قول علی:

باشد که شما آماده‌تر از من تشریف بیارید آلمان...

تکنیک‌هایی برای تصحیح نوشته هایتان!

امروز انگیزه‌نامه‌ام را بردم توی کارگاه نویسندگی تا برام تصحیحش کنند. موقع تصحیح یه سری ایرادهایی بهم گرفت که واقعا شرم‌آور بود! باورم نمی‌شد هنوز هم از این ایرادهای پیش پا افتاده توی نوشته‌هام باشه.

چرا هنوز هم این سوتی ها را می‌دم؟

به نظرم می‌رسه دلیلش این باشه که من هر بار نوشته‌ام را به هدف تصحیح، می‌خونم، همزمان هم از لحاظ محتوایی، هم از لحاظ نگارشی، هم از لحاظ گرامری، هم از لحاظ تناسب واژه‌ها با فعل‌های به کار رفته، هم از لحاظ رسایی متن، حتی از لحاظ پیوستگی متن و حفظ ارتباط معنایی بین پاراگراف‌ها، متنم را تصحیح می‌کنم!

خب بدیهیِ که در هر بار تصحیح، باز هم چند مورد از قلم می‌افته و به چشم نمیاد! حالا هرچقدر می‌خواد زبانتون خوب باشه!


راهکار پیشنهادی من:

شاید در نگاه اول، به نظرتون برسه که این راهکار من، پیش پا افتاده و مسخره باشه. اما به نظر خودم، مطمین هست. چون خیلی ساده است!

متن باید گام به گام تصحیح بشه. فقط یه آلمانیه که می تونه همزمان یک متن را از همه ی لحاظ های بالا، تصحیح کنه!

در این روش پیشنهادی من، مهم اینه که در هر گام، فقط و فقط به همون گام توجه داشته باشید تا با خیال راحت بتونید جلوش تیک بزنید.


گام اول:

فقط به اسم ها توجه کنید. اول از همه ببینید اسم ها را با حروف بزگ نوشتید یا نه! (هیچ تصحیح دیگه ای نکنید! هیچ جنبهی دیگه‌ای را بررسی نکنید.)

گام دوم:
اگه تونسته باشید از پس مرحله ی قبل بر بیاید، الان تمام اسم ها مشخص هستند. الان به جنسیت اسم ها توجه کنید. آیا درست تعیینشون کردید. (غیر ممکنه که یک بار متنتون را بدید به یکی تصحیح بکنه و چنین سوتی ای نداده باشید. بهتون قول میدم  که همیشه این اتفاق پیش میاد!)

گام سوم:

ببینید فعل‌ها را درست صرف کردید؟ (بازم می‌گم، توی هر مرحله فقط به همون کار توجه داشته باشید. اینجوری خیالتون راحته که حداقل هیچ فعلی را اشتباه صرف نکردید!)


گام چهارم:

توجه به Dativ , Akkusativ که بر اساس فعل به کار رفته در جمله مشخص می‌شوند.



پی‌نوشت:

در برنامه‎ی کاریم حتما هست که برنامه‌نویسی ویژوال بیسیک یاد بگیرم. میشه برای نرم افزار Word یه افزونه نوشت که خودش اسم ها را پیدا کنه و رنگی نشونش بده. تا وقتی که مثلا می‌خواهید گام 2 را انجام بدید، هیچ اسمی را از قلم نندازید:)

راهکارهایی برای سریع تر نوشتن انگیزه‌نامه، نسخه‌ی 2!

من برای نوشتن انگیزه‌نامه‌ام، چندین انگیزه‌نامه خوندم و یه سری ترفند و  چند تا واژه و ساختار یاد گرفتم که به نظرم رسید میشه توی همه‌ی انگیزه نامه‌ها -صرف نظر از رشته- استفادشون کرد. به نظرم اومد که حیفه که یافته‌هام رو ثبت نکنم:)

قبل از اینکه واژه‌ها و ساختارها را لیست کنم، می‌خواستم بهتون توصیه کنم که حتی اگه زبان آلمانی بلدید، اصلا لازم نیست این ها را حفظ کنید. فقط یک بار از روی فارسی‌هاش بخونید تا ذهنتون یکم باهاشون آشنا بشه. بعدا موقع نوشتن انگیزه‌نامه، اگه خواستید به این پست رجوع کنید.


قادرسازی:

اگر بخواهید بگید که "این رشته من را قادر می‌سازه" یا "به من این قابلیت را میده" تا فلان کار را بکنم، از این ساختارها می تونید استفاده کنید:

... befähigt mich dazu, ...

... setzt mich in der Lage, ...


من این توانایی را دارم، که:

خیلی بهتره به جای فعل ساده‌ و پیش‌پا افتاده‌ی Können، از این ساختار استفاده کنید:

Ich bin in der Lage, ...


این رشته موقعیت‌های کاری بیشتر را فراهم می‌کند:

eröffnet sich jdm ein breites Berufsspektrum.

... eröffnet viele Einsatzfelder.


علم و توانایی:

معنای دقیق این چهار تا واژه را برید توی واژه‌نامه ببیند:

Kompetenz, Wissen, Fähigkeit, Kenntnisse in,


اهمیت پیدا کردن:

خیلی وقتا پیش میاد که می‌خواید بگید، "امروزه به خاطر فلان مساله، یه چیزی مهم شده":

Wegen ... gewinnt ... an Bedeutung.


فلان چیز مهمه:

Besonders Wert wird auf ... gelegt.

... nimmt einen wichtigen Stellenwert ein.


علاوه بر آن:

اگه یه پاراگراف کامل نوشته باشید در مورد اثرات یا دلایل یه چیزی، بعدش بخواید یه پاراگراف دیگه هم اضافه کنید و بگید: "تازه، این عامل هم تاثیر داره." یا "علاوه بر موارد بالا، این مشکل هم هست تازه!"


Hinzu kommt, dass ...

اینا هم قیدهایی هستند که میشه توی جملات اضافه کرد و به معنای "علاوه بر آن" هستند.

Des Weiterem, außerdem, zudem, im Übrigen, darüber hinsaus, überdies


بیان رابطه‌ی علت و معلولی:

خیلی وقتا می‌خواهید یه پدیده‌ای را مطرح کنید، بعدش بگید: "دلیل این پدیده، فلان چیزه."

یا مثلا می‌خواید بگید: "فلان پدیده، چنین اثراتی را داره"

باید یه لینک بذارم اینجا. چون بعضی وقتا آدم قاطی می کنه که در یه ساختار، کجا علت قرار می گیره، کجا معلول!


به عنوانِ

من از واژه‌ی Als خیلی خوشم میاد. واقعا ابزار فوق‌العاده خوبیه برای نوشتن. بهتره به جای اینکه بگید:

"من معتقدم که ..."

بگید:

"من به عنوان یک مهندس صنایع - کسی که در حین تحصیلش خیلی در مورد فلان موضوع مطالعه کرده- معتقدم که ..."

(غیر ممکنه که من یه انگیزه نامه بنویسم و توش یک جمله با Als نباشه!:)


بر اساس ... بنا نهاده شده است.

...hat ... als Grundlage.

... baut auf etw auf.

... hat ... zum Grundlage.

... basiert auf ... .

. ... fußt auf...


از فلان چیز تشکیل شده است.

مثلا وقتی بخواهید بگید که مهندسی‌صنایع از درس‌هایی مثل ... و ... تشکیل شده، این ساختارها را می‌تونید به کار ببرید.

... besteht aus ... .

... setzt sich aus ... zusammen.


sich aneignen

یادمه اولین بار که این واژه را دیدم، به خودم گفتم عمرا بتونم این رو حفظش کنم! اما از بس معنیش ظریفه، سریع توی ذهن می‌شینه!


خود را از سایرین متمایز کردن


sich auszeichnen

etw hebt sich ab


علاقه به ...

از آنجایی که باید توی انگیزه‌نامتون در مورد علاقه‌هاتون هم حرف بزنید، این واژه ها می‌تونند به درد بخورند:

Freude an ...

mich besonders interessiert, ...


ساختن پاراگراف های بلند:

به نظر من باید هر پاراگرافی حداقل دو تا جمله داشته باشه! بعضی وقتی سخت میشه دو تا جمله را به هم ربط داد. در این مواقع، واژه های زیر به درد می خورند:


از یه طرف ... ، اما از طرف دیگه ...

Zum einen ... . Zum anderem ...

Einerseits ... . Andererseits ... .



پی‌نوشت:

من همیشه از وبلاگ‌هایی که به آموزش آلمانی می‌پردازند، بدم می‌اومده. چون با وجود هزاران کتاب آموزش آلمانی، نوشتن و خواندن چنین وبلاگ‌هایی یک وقت تلف کردنه. اما از اونجایی که این واژه‌ها و عبارت‌ها صرفا برای نوشتن انگیزه‌نامه جمع آوری شدند، به نظرم رسید می‌تونند با کم کردن وقتی که برای نوشتن می‌کذارید، مفید باشند.


مطالب مرتبط:

راهکارهایی برای سریع تر نوشتن انگیزه‌نامه، نسخه‌ی 1!

ترفندهای نوشتاری بنده!

یه دوستی داشتم که می‌گفت من برای نوشتن یه سری تکنیک یاد گرفتم که همیشه توی نوشته هام ازش کمک می گیرم. والا من که از نویسندگی سر در نمیارم و ابدا و اصلا هیچ ادعایی توش ندارم! اما من هم توی متن‌هایی که تا حالا خوندم، یه سری ترفند برای جمله‌نویسی یاد گرفتم. به نظرم شاید شما هم دوست داشته باشید بدونیدشون:


ترفند اول:

در ابتدا یه جمله بگید و با نقطه مفهوم را ببندیدش. بعدش بگید به این خاطر، فلان قضیه خیلی مهمه.

Die für ein Unternehmen wichtigen Geschäftsprozesse, wie z. B. Auftragsabwicklung oder Produktentwicklung, werden fast immer durch Informationssysteme unterstützt. Daher ist die wirtschaftlich sinnvolle Nutzung moderner Informations- und Kommunikationstechnologien für die Unternehmen von grösster Bedeutung.

http://www.fhsg.ch/fhs.nsf/de/bsc-betriebsoekonomie-major-in-wirtschaftsinformatik


ترفند دوم:

یه چیزی را نفی کنید و یه چیز دیگه را تصدیق.

اهمیت این موضوع نه به خاطر X ، بلکه به خاطر Y است.

nicht, sondern


ترفند سوم:

بگید امروزه، فلان چیز دیگه چیز نادر و خاصی نیست!

..., sind heutzutage keine Seltenheit.



راهکارهایی برای سریع تر نوشتن انگیزه‌نامه، نسخه‌ی 1!

برای نوشتن انگیزه‌نامه یا به قول خودشون Motivation، من چند تا تجربه‌ی کوچیک به دست آوردم که شاید خودنش برات جالب باشه:


گام اول:

چند تا دونه متن بخونید در مورد اینکه کلا چه جوری باید یه دونه Motivation را بنویسید. طولش باید چقدر باشه. سیر نوشته باید چجوری باشه. اشتباهات رایج در نوشتنش چیا هستند؟ چه جوری باید شروع بشه و چه جوری باید تموم بشه؟ و ...

کلید واژه‌ی دیگه‌ای هم که می‌تونید سرچش کنید، Selbstpräsentation هست. (شاید این پست هم کمک بکنه.)

گام دوم:

برید توضیحات کلی‌ای که خود دانشگاه در مورد رشته‌ای که ارایه می‌کنه را بخونید. اینجوری یکم می تونید الهام بگیرید و تعدادی واژه‌ی مرتبط برای نوشته‌تون پیدا می‌کنید. شاید شما هم به نظرتون برسه که این کار کپی برداریه و خیلی احمقانه است که کاتالوگ خود دانشگاه را توی Motivation کپی کنیم! حرفتون منطقیه ولی اگه از یه دید دیگه نگاه کنید، شما می‌خواید دقیقا همون رشته‌ای را بخونید که توی کاتالوگ توضیح داده!

من در گام دوم این کار را نکردم. بلکه رفتم سر فصل‌های رشته را خوندم. نمی دونم چرا ولی برداشتم از خوندن سرفصل ها این بود که رشته ای که من میخوام بخونم، بیشتر روی مدلسازی تمرکز کرده. اما بعد که کاتالوگ را خوندم، دیدم نه! اینطور نبوده! فقط توی دو تا از درسهاش روی مدلسازی تمرکز کرده. برای همین هم بعد از خودن کاتالوگ رشته، کلا دیگه واژه ی مدلسازی را از Motivation ام حذف کردم!


گام سوم:

برید بقیه‌ی دانشگاه‌های آلمان که این رشته را ارایه می‌کنند را پیدا کنید و کاتالوگ اون‌ها را هم بخونید. مهم اینه که این کار را قبل از شروع کردن به نوشتن بکنید. اینجوری با ذهن مسلط‌ تر و با تعداد واژگان بیشتری شروع به نوشتن می‌کنید!

استاد زبانم می‌گفت: "که شماها به فارسی فکر می‌کنید و به آلمانی می‌نویسید. و این باعث میشه چرت و پرت بنویسید!!" به همین خاطر بهتره که تا اونجایی که ممکنه متن بخونید، بعد شروع کنید به نوشتن انگیزه‌نامتون.

اینجوری به جای اینکه بر اساس واژه‌ها و مفهوم‌های فارسی فکر کنید، بر پایه‌ی واژه‌ها و مفاهیم آلمانی فکر خواهید کرد و  جمله‌ می‎‌سازید. این روش به درست‌نویسی و سریع‌نویسی شما کمک می‌کنه.


(یه دو تا دونه متن مرتبط که بخونید، خودتون حس می‌کنید که چقدر دستتون برای نوشتن بازتر شده و چقدر کلمه‌ی مرتبط بلدید تا بتونید منظورتون را برسونید...)


گام چهارم:

با استفاده از این سرویس آنلاین سایت Duden، متنی که نوشتید را یک بار تصحیح کنید. این سرویس کمک می‌کنه تا حداقل غلط های املاییتون را پیدا و برطرف کنید.


گام پنجم:

دو نفر آلمانی را پیدا کنید تا براتون تصحیحش کنند. من که خودم نوشته‌هام را می برم توی کارگاه نویسندگی‌ای که توی دانشگاه پیدا کردم:) اگه شما چنین چیزی توی دانشگاهتون ندارید، برید توی کتابخونه و دنبال دانشجوهایی بگردید که رشته‌ی Germanistik می‌خونند. من شنیدم که این دانشجوها با روی باز نوشته‌هاتون را تصحیح می‌کنند. هر طبقه از کتابخونه‌ی دانشگاه ما، کتابهای تخصصی یک یک رشته قرار داده شده. بنابراین به احتمال زیاد دانشجوهای Germanistik را در نزدیکی قفسه‌ی کتاب‌های تخصصیشون پیدا می‌کنید! جالبه که بدونید اون کارگاه نویسندگی‌ای که من میرم هم، توسط دانشجویان رشته‌ی Germanistik اداره می‌شه!

لازم به ذکره که: یه دوستام می‌گفت تز پایانیش را داده بوده به دو نفر آلمانی تا تصحیحش کنند براش. نفر دوم موقع تصحیح، کلی غلط گرفته بود که نفر اول ندیده بود! دوستم می‌گفت: "به نظرم نفر اول اصلا متن من را کامل نخونده بود!" نتیجه اینکه: به خاطر اینکه یک شخص آلمانی نوشتتون را تصحیح کرده، اعتماد 100% به صحیح بودن نوشتتون نکنید.


مطالب مرتبط:

این پست از وبلاگ "زیر آسمان آلمان" رو بخونید.

راهکارهایی برای سریع تر نوشتن انگیزه‌نامه، نسخه‌ی 2!