یکی از چیزهایی که توی آلمان کاملا به چشم میاد، اینه که همه کار می‌کنند؛ کار اصلا عار نیست. دانشجوها اهل همه جور کاری هستند. از جمله، کار:

  • توی رستوران،
  • توی پست،
  • زرنگ‌هاشون هم به عنوان Werkstudent

چند روز پیش یه مطلبی را  روی دیوار دکتر حامد قدوسی خوندم، که این حرف را تایید می‌کرد:

"اول ترم از دانش‌جوها می‌خواهم که یک پرسش‌نامه دو صفحه‌ای را راجع به خودشان پر کنند. از جمله می‌پرسم که چه تجربه کاری دارند. اکثریت مطلق دانش‌جویان ۱۹-۲۰ ساله چند مورد به عنوان سابقه می‌نویسند. بعضی‌ها کارهای ساده‌تری مثل کار دفتری یا حساب‌داری در یک شرکت کوچک و بعضی‌ها کارهای کمی پیچیده‌تری مثل برنامه‌نویسی برای هج‌فاندها و شرکت‌های مالی (معمولا در قالب کارآموزی تابستان). فکر می‌کنم اگر همین پرسش‌نامه را به دانش‌جویان سال ۲ و ۳ کارشناسی ایران بدهیم خیلی‌ها هیچ تجربه کاری نخواهند داشت. غیر از عامل سطح تقاضا در بازار کار به نظرم می‌رسد یک مساله مهم سطح خوب «مهارت‌های کاربردی و حرفه‌ای» است که یک فارغ‌التحصیل دبیرستانی این‌جا به دست می‌آورد و باعث می‌شود هزینه آموزش دادن نیروی جوان جدید برای کارفرمای کوچک پایین رود و تمایل به جذب نیروی موقت برایش بیش‌تر شود. بچه‌های ما در این نوع مهارت‌ها ضعیف هستند و لذا نیروی موقت جوان برای خیلی کارفرماها بیش‌تر هزینه‌زا است (تا زمانی که به کار مسلط شوند) تا عامل صرفه‌جویی در هزینه‌ها."

 

اسم وبلاگ دکتر حامد قدوسی، "یک لیوان چای داغ" هست.